پنجم آنكه : همزهء « اللَّه » و همزهء « اكبر » را قطع نمايد [ 1 ] پس اگر وصل سازد همزهء [ 2 ] « اللَّه » را به آخر نيّت ، يا همزهء « اكبر » را به هاء « اللَّه » نماز باطل است .
ششم آنكه : چنان گويد كه خود بشنود اگرچه به تقدير باشد ، مثل آنكه كَر باشد يا در اثناى فرياد مردم تكبير را بگويد ، پس اگر برتقدير آنكه اگر كر نمىبود يا فرياد مردم نمىشد تكبير را مىشنيد نماز او صحيح است ، و الّا باطل است .
هفتم آنكه : اگر گُنگ باشد به دِل قصد كند و با انگشت اشاره نمايد و زبان را حركت دهد .
امّا هفت امرى كه در تكبير احرام بجا آوردن آن سنّت است :
اوّل : دستها را برداشتن در حال تكبير گفتن تا برابر گوشها .
دوم آنكه : ابتداى تكبيرگفتن به ابتداى دست برداشتن باشد وانتهاى آنبهانتهاى آن .
سوم آنكه : كفها [ 3 ] دروقت دست برداشتن به جانب قبله باشد .
چهارم آنكه : انگشتان به هم چسبيده باشد [ 4 ] مگر دوانگشت بزرگ كه از انگشتان ديگر مىبايد دور باشد و انگشت بزرگ را ابهام گويند .
پنجم : آهسته گفتن تكبير است اگر مأموم باشد [ 5 ] و بلند گفتن آن اگر پيشنماز يا منفرد [ 6 ] باشد .
ششم آنكه : تكبير احرام [ 7 ] را بعد از شش تكبيرى كه در اوّل نماز سنّت است [ 8 ]