هشتم : نماز گزاردن و در دست انگشتر آهن باشد .
نهم : بدون رِدا نماز گزاردن .
دهم : آن كه زن بدون گردن بند يا قلّاده [ 1 ] نماز كردن .
يازدهم : آنكه در پا خلخال داشته باشد كه صدا كند .
دوازدهم : در قباى بند بسته نماز كردن .
سيزدهم : آهنِ ظاهر با خود داشتن ، امّا اگر پنهان باشد با خود داشتن آن مكروه نيست .
چهاردهم : نماز كردن مرد در جامهء زرد يا سرخ .
پانزدهم : اشتمال صمّاء ، يعنى دو طرف ردا را از زير بغل بيرون آوردن و بر يك دوش انداختن .
مبحث دوم در مكان نماز :
بدان كه سى و سه امر است كه به مكان نماز تعلّق دارد : دو امر واجب ، و چهار امر سنّت ، و بيست و هفت امر مكروه :
امّا دو امر واجب :
اوّل آنكه : مكان نماز غصبى نباشد ، كه نماز در مكان غصبى باطل است ، مگر آنكه مالك رخصت دهد .
و همچنين در ملك شخصى بىرخصت او نماز صحيح نيست ، و رخصت چهار نوع است : اوّل : رخصت صريح ، مثل آنكه مالك گويد كه : در منزل من نماز بگزار .
دوم : رخصت ضمنى [ 2 ] مثل آن كه بگويد : امروز در منزل من باش . سوم : رخصت فحوا مثل آنكه مهمانى را به منزل خود آورد . چهارم : رخصت شاهد حال و آن در مثل صحرا و حمّام و كاروانسراست كه حال شاهد است به آن كه مالك به نماز كردن در آن راضى است .
هامش
[ 1 ] يعنى بدون زينت ، وقلّاده و گردن بند خصوصيّت ندارد . ( خراسانى )
[ 2 ] اين هم از رخصت فحوا است . ( خراسانى )