امورى كه مخصوص مرد است
حساسترين شئون اجتماعى كه بايد زمام آن را تنها به دست تعلق سپرد و عواطف و احساسات نبايد به هيچ نحو در آن دخالت كند ، شئون « حكومتى و قضائى و جنگى » است ، زيرا ادارهء امور كشورى و فصل خصومتهايى كه در جامعه اتفاق مىافتد ، هزارها منظره مهيج و گفت و شنودهاى ناگوار و تهديدهاى مالى و جانى و آبرويى دارد كه جز يك نيروى تعقل مستقل ، هيچ قوهاى تاب مقاومت آن را ندارد و نمىتواند از همهء آنها چشم پوشى كرده با تلخى صبر بسازد و در ميان قطبهاى مخالف به عدالت اجتماعى بپردازد . كسى كه اين سمت را دارد ، بايد دوست و دشمن و زشت و زيبا و متملق و بدگو و دانا و نادان را به يك چشم ببيند و بر خلاف تمايلات هوسآميز خود ، حكومت كند و رأى دهد و معلوم است آنكس كه عواطف و احساسات در وجود او غلبه دارد ، قدرت و توانايى اين كار را نخواهد داشت و البته وقتى عواطف و احساسات از اداره حكومت و قضاوت عاجز باشد ، با شئون جنگى ناسازگارتر خواهد بود ، زيرا بر خلاف روشهاى اجتماعى ديگر كه در جنگ ، هر خشك و تر را مىسوزاند و ميان مرد جنگى خطرناك و بچه شيرخوار دشمن ، كمترين فرقى نمىگذارد ، روش جنگى اسلام به تمام معنا بر اساس « عدالت » استوار است و البته چنين روشى با غلبهء عاطفه و احساس ، عملى نمىشود ، زيرا در موقع جنگ اگر عاطفه و احساس به قطب موافق تمايل كند ، از اندازهاى كه لازم است كوتاهتر آمده ، خود را