تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
عرضه مىكردم تا معاد جسمانى را مىپذيرفت . مىبينيد در عين برهانى بودن ، كلامى بسيار ساده است كه هركس اندكى بينديشد آن را در مىيابد . هم‌چنين درباره علم مبدأ سخن‌ها گفته شده و استدلال‌ها آورده‌اند ، قرآن مطلب را با بيانى ساده و استوار مىآورد :
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
« 1 » آيا آفريننده نمىداند ؟ كسى كه موجودات را هستى بخشيده طرح و نقشه و چگونگى آن را نمىدانسته است ؟ موضوع با اين بيان كوتاه كاملًا روشن مىشود و براى اهل فن نيز اين آيه در موضوع خود استدلال نيرومندى را دربردارد . پيامبر اسلام و امامان نيز مطالب بلند و برتر و پيچيده را به پيروى از كتاب خدا به زبان ساده و در عين عمق ، روشن و آشكار بيان مىكردند و اين كه در قرآن آمده است :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ »
« 2 » . آيه شريفه به روشنى مىگويد كه پيامبران معيارهاى به زبان متداول را دقيقاً به كار مىبستند براى تبيين و بازگوكردن حقايق . . . و اين براى اين است كه پيامبران شيوه دقيق عرضه كردن و چگونگى گويش و بينش مردم زمان خود را نيك مىشناختند و از ذوق‌ها و احساس‌ها آگاه بودند و احساس هنرى و ادبى مردم ديار خويش را در دست داشتند و مسائل و مطالب خود را در قالب‌هاى متداول و مورد پذيرش و پسند مردم زمان مىريختند و گرچه اصول تعاليم انبيا يگانه و يك‌سان بوده است ، اما چگونگى بيان و عرض آن در جوامع مختلف ، تمايز چشم‌گيرى داشته است . اين اصل در دستور كار انبيا قرار داشته است : إنّا أمرنا معاشر الأنبياء أن نكلّم النّاس بقدرِ عُقُولهم « 3 » ؛
هامش
( 1 ) . ملك ، آيه 14 ( 2 ) . ابراهيم ، آيهء 4 ( 3 ) . محمدرضا حكيمى و ديگران ، الحياة ، ج 1 ، ص 146 ، چاپ سوم . ( حديث نبوى )