تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
پس آنچه مىتوان گفت اين است كه جهان ماده كه يك واحد حركت است و زمانى مىسازد قبل و بعد ، بيرون از خود ندارد .

اشكال

دانشمندان علوم طبيعى به ثبوت رسانيده‌اند كه : « ماده هرگز معدوم نمىشود » لازم اين سخن غير متناهى بودن زمان و جهان زمانى مادى است . و همچنين فلاسفه نيز گفته‌اند : « هر حادث زمانى قبل از حدوث امكان وجود دارد » نتيجه اين سخن نيز همان است كه زمان و جهان زمانى داراى حوداث مترتبه غيرمتناهى بوده باشد .

پاسخ

ما نيز در مقاله‌هاى گذشته مضمون فرضيه لاوازيه را ، همچنين نظريه فلاسفه را پذيرفتيم ، ولى اين سخنان اثبات نمىكند كه هر روز ، روزى پيش از خود دارد و هر قطعه از حركتى قطعه‌اى پيش از خود دارد ، اگرچه اثبات مىكند كه پيش از هر روز ، روزى است ، و ما از اشكال كننده مىخواهيم كه كمى دقت كرده و فرق اين دو قضيه را درك نموده پيش از ماده ، زمان اثبات نكند ، و همچنين بىپس و پيش بودن پيكره زمان را به غير متناهى بودن امتداد آن خلط نكند . خلاصه : چنان كه از سخن گذشته روشن شد ما مىتوانيم در خصوص آفرينش به طور كلى بحث كرده و اتخاذ نظر نماييم . جهان آفرينش هرچه باشد و هر سرنوشتى در ذات و صفات و افعال خود داشته باشد ، يك واحد است ، زيرا از يك واحد است ، چنان كه در مقاله 9 ذكر شد .

كثرت و ترتيب قياسى اجراى جهان

همين جهان آفرينش كه نسبت به آفريننده خود يك واحد مىباشد ، در متن خود
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 308 | السيد محمدحسين الطباطبائي