تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

ترجمه

از آنچه بيان شد ، امورى روشن مىشود :

[ عامتر بودن فلسفه از همهء علوم ]

اول اينكه فلسفه از همهء علوم عامتر است ، بخاطر اينكه موضوع آن از همهء موضوعات عامتر است و آن عبارت است از وجود كه شامل همهء اشياء مىشود . پس تمامى علوم در ثبوت موضوع خود نيازمند فلسفه هستند ، اما فلسفه براى ثبوت موضوع خود به هيچكدام از علوم نيازمند نيست . زيرا موضوع آن موجود عامى است كه به تصور ابتدايى متصور است ، و همچنين تصديقش بديهى است ، چراكه موجوديّت عين اوست .

نكات تشريحى

1 - « الموجود العام » در مقابل « الموجود الخاص » قرار دارد كه مراد از الموجود الخاص حقيقت حق متعال مىباشد بر خلاف موجود عام كه علاوه بر حق متعال ، تمامى ممكنات را نيز شامل مىشود ، به تعبيرى رابطه منطقى الموجود العام و الموجود الخاص ، عموم و خصوص مطلق است ، ( البته به نظر ابتدايى مشاء ) .

ضرورت تبعيت از موضوع هر علمى

جناب علامه از اينجا پنج مطلب را به عنوان اصل و عصارهء مطلب پياده مىكنند . اولين آنها اين است كه در هر علمى بايد تابع موضوع آن باشيم و هرگاه بخواهيم راجع به سعه و ضيق مسأله‌اى بحث كنيم ، بايد به سعه و ضيق موضوع آن علم توجه كنيم ، كه اگر موضوع آن علم موضوع وسيعى بود معلوم مىشود كه آن علم هم علم وسيعى است و اگر ضيق بود معلوم مىشود ، آن علم ، علم تنزل يافته و ضيقى است .