زليخا داشته است ولى برهان ربّ مانع او شده است .
هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
« 1 » .
غرض اينكه چون انسان معجونى از دو بخش فرش و عرش است لذا بايد حكمت را هم به دو بخش نظرى و عملى تقسيم كرد . كتاب نهاية الحكمة مربوط به بخش نظرى اسفار چهارگانه انسان در سير صعودى است ، در عين حالى كه اشارات و كنايات خوش و لطيفى از بخش عملى اسفار را نيز داراست و به همين خاطر اسفار جناب علامه طباطبايى در كتاب نهاية الحكمه ، يك دوره انسانسازى به حساب مىآيد .
گفتيم كه انسان موجودى ممتد از فرش تا فوق عرش است . تا جائى كه بزرگان فرمودهاند : دست راست انسان مظهر عرش اوست و دست چپ انسان مظهر فرش او مىباشد و لذا فرمودهاند : دست راست را در امور مستهجن و مادون به كار نگيريد ، بلكه به جاى آن سعى كنيد از دست چپ در اين امور استفاده كنيد . انسان داراى دو بال علم و عمل است كه علم او عرش او و عمل او فرش او محسوب مىشود .
سير علمى مقدم بر سير عملى است
عزيزان من ! ما تا سير علمى نكنيم نمىفهميم كجايى هستيم . به همين خاطر فرمودهاند : سير علمى مقدم بر سير عملى است .
سروران من ! سعى كنيد در منبرها و گفت و شنودهايتان ، با مردم خيلى در امور پائينى دعوا نكنيد ، زياد حرفهايى چون دروغ نگوييد و غيبت نكنيد و تهمت
هامش
( 1 ) . يوسف / 25 .