به ماده ندارد ، « علم الهى » ناميده مىشود . و لذا ما در اين علم نياز به آزمايشگاه و لابراتوار و تالار تشريح نداريم و ما اكنون مشغول تحصيل اين علم هستيم . اين علم به دليل شرافتى كه نسبت به ديگر علوم دارد ، از همهء آنها مهمتر است و بدين جهت اكنون هركجا حرف از فلسفه به ميان آيد ، سريع قسم الهى آن به ذهن مىآيد ، نه آن قسم طبيعيات و رياضياتش . لازم به توضيح است كه هركدام از دو قسم طبيعيات و رياضيات ، خود شامل اقسام متعدد و گوناگونى هستند .
مثلا تمام علوم تجربى كه در دانشگاهها خوانده مىشود اعم از پزشكى و معدن شناسى و گياهشناسى و غير آن ، همه مربوط به قسم حكمت نظرى طبيعى مىباشند ، يا مثلا علم رياضى به 4 قسم هيأت ، حساب ، هندسه و موسيقى تقسيم مىشود كه علومى چون علم اعداد ، علم زبر و بيّنات ، علم حروف ، علم اوفاق از شعب آنها مىباشند و قربان آقا جانمان حضرت استاد حسنزاده آملى كه در تمام اين علوم غوّاصى كردهاند .
پس حكمت نظرى را سه قسم نمودهاند :
1 . حكمت نظرى طبيعى
2 . حكمت نظرى رياضى
3 . حكمت نظرى الهى
كه اگر انسان تمام آنچه را كه در اين شعب گوناگون از علوم خوانده ، به ديد وجود و حق نگاه كند ، همهء آنها الهى مىشوند و اين يكى از معانى آيهء شريفه
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » است .
هامش
( 1 ) . بقره / 32 .