نبندد و تا سالك به منزل مخلّصين نرسد كشف حقيقت چنانكه بايد براى او نخواهد شد .
بدانكه اخلاص و خلوص بر دو قسم است . اول ، خلوص دين و طاعت از براى خداى تعالى ؛ دوم ، خلوص خود را از براى او . و دلالت بر اول دارد كريمهء شريفهء :
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
. « 1 » و بر دوم دلالت دارد كريمهء شريفهء :
« إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
« 2 » و حديث نبوى مشهور : « مَنْ أَخْلَصَ للَّهِ أَرْبَعينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ الى لِسانِهِ » « 3 » دلالت بر قسم دوم دارد ؛ يعنى كسى بدين مرحله مىرسد كه خود را براى خداى تعالى خالص كند .
و توضيح اين اجمال آنكه : خداوند تعالى همانطور كه صلاح را در قرآن كريم در بعضى از مواضع ، استناد به عمل داده است ، كقوله تعالى :
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً »
« 4 » يا :
« عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً »
« 5 » يا :
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
« 6 » و در بعضى از مواضع آن را استناد به ذات انسان داده است ، كقوله تعالى :
« إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ »
« 7 » يا :
« وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ »
« 8 » ؛ همچنين اخلاص و خلوص را گاهى مستند به عمل دانسته و نسبت به آن داده است و گاهى مستند به ذات . بديهى است كه تحقق اخلاص در مرتبهء ذات موقوف است بر اخلاص در مرتبهء عمل ؛ يعنى تا كسى در يكايك از اعمال و افعال و
هامش
( 1 ) . بينه ، آيه 5 : [ و مأمور نشدهاند جز اينكه خداوند را به گونهاى بپرستند كه دين را براى وى خالص كرده باشند . ]
( 2 ) . صافات ، آيه 40 : [ جز بندگان پاكشده و خالصشدهء خدا . ]
( 3 ) . [ هر كس چهل روز [ خود و عمل خود را ] براى خدا خالص كند ، چشمههاى حكمت از قلبش به سوى زبانشجريان يافته و ظاهر شود . ]
( 4 ) . نحل ، آيه 97 : [ هر كس عمل صالحى را كند . ]
( 5 ) . فرقان ، آيه 70 : [ هر كس عمل كند عمل صالحى را . ]
( 6 ) . رعد ، آيه 29 : [ آنان كه ايمان آورده و اعمال صالحه به جاى آوردهاند . ]
( 7 ) . انبياء ، آيه 75 : [ او از صالحان بود . ]
( 8 ) . تحريم ، آيه 4 : [ و صالح از مؤمنان . ]