منصب نبوت و امامت امرى است اختصاصى ، ولى وصول به مقام توحيد مطلق و فناى در ذات احديت كه تعبير از او به ولايت مىشود ابداً اختصاصى نيست و انبيا و ائمه عليهم السلام امت را بدين مرحلهء از كمال دعوت كردند . حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله امت خود را دعوت فرمودهاند كه به آن جايى كه پاى خود را گذاردهاند پا گذارند و اين مستلزم امكان سير به آن مقصد است و الّا لازم مىآيد دعوت لغو باشد :
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً »
« 1 » .
از طريق عامه روايت شده است كه :
لَوْلا تَكْثيرٌ فِى كَلَامِكُمْ وَ تَمْريجٌ فِي قُلُوبِكُمْ لَرَأيْتُمْ مَا أرَى وَ لَسَمِعْتُمْ مَا أسْمَعُ ؛
اگر اين گفتارِ بسيار در زبانها و اين اضطراب و آشوب در دلهاى شما نبود ، هر آينه مىديديد آنچه را كه من مىبينم و مىشنيديد آنچه را كه من مىشنوم .
اين گفتار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به خوبى حاكى است از آنكه علت عدم وصول به كمالات انسانى همانا خيالات باطلهء شيطانيه و افعال لغو و بيهوده است .
و از طريق خاصه نيز روايت است كه آن حضرت فرمود :
لَوْلَا انَّ الشَّيَاطينَ يَحُومُونَ حَوْلَ قُلوبِ بَني آدَمَ لَرَأَوْا مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ؛
اگر شياطين گرداگرد دلهاى فرزندان آدم گردش نمىكردند ، هر آينه آنها ملكوت آسمانها و زمين را مىديدند .
و از جمله آثار آن مرتبهء عالى انسانى احاطهء كليه است به قدر استعدادات امكانيه به عوالم الهيه و نتيجهء اين احاطه ، اطلاع بر ماضى و مستقبل است و تصرف در مواد
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 21 : [ و براى شما در وجود رسول خدا صلى الله عليه و آله الگوى نيكويى است ، براى آن كس كه اميد به [ ديدار ] خدا و روز قيامت دارد و فراوان ياد خدا كند . ]