سخن گفتن و معاشرت با مردم به مقدار لازم : در دستورهاى دينى ما از پرگويى و رفت و آمد بسيار با هرگونه مردمى ، نهى شده است .
امام كاظم عليه السلام از پدران گرامىاش روايت كند كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مردى برخورد كه زياده سخن مىگفت . حضرت ايستاد و فرمود : اى مرد ، آنچه گويى دو فرشتهء مراقب بنويسند و به پيشگاه الهى برند ؛ پس آنچه به كارت آيد ، بگو و آنچه به كارت نيايد واگذار . « 1 »
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : خداوند به چيزى برتر از سكوت ، پرستش نشده است . « 2 »
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : در سخن گفتن - به غير ذكر خداوند - زيادهروى نكنيد ، چراكه زياده سخنگفتن - به غير ذكر خدا - سبب قساوت قلب مىشود و دورترينِ مردم از خداوند كسى است كه دچار قساوت قلب شده باشد . « 3 »
فيض كاشانى رحمه الله در كتاب اخلاقى خود دربارهء عزلت و كنارهگيرى يا معاشرت با مردم و فوايد هر كدام ، فصلى طولانى اختصاص داده است و در پايان به منظور جمعبندى مىفرمايد :
با شناخت فوايد و مضار عزلت و كنارهگيرى ، دانستى كه نمىتوان يكسر حكم كرد كه كنارهگيرى از همه كس و همه جا و از سوى هر كسى پسنديده يا ناپسند است ، بلكه بستگى دارد كه خود شخص كه باشد ؟ و همنشينش چگونه آدمى باشد و انگيزهء آنان در معاشرت چه باشد ؟ بايستى ديد كه به سبب آميزش با او چه چيزى را به دست مىآورى و چه چيزى را از دست مىدهى و پس از مقايسه بهترين را برگزين .
سخن آخر اينكه : كنارهگيرى كامل از مردم سبب دشمنى آنها مىشود و معاشرت
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 73 ، ص 180
( 2 ) . همان ، ج 68 ، ص 276 - 281
( 3 ) . المحجة البيضاء ، ج 4 ، ص 3 - 38