إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ »
. « 1 »
واينان نيز دستهاى ديگر از مردمند ورتبه ومقامشان درعلم و عمل نيز همان است كه گفته شد . اين دسته با دسته نخست از نظر علم مشتركند و به لحاظ علم با آنها تفاوت دارند .
اما هنگامى كه يكى از محبان ومشتاقان خداوند رادرنظر آوريم - وچنين شخصى كسى است كه بارقه محبت وجذبه شوق به لقاء اللَّه وجود او را فرا گرفته است وتمامى اركان هستىاش را عشق ومحبت در برگرفته ، واندرون جانش را پريشان ومضطرب ساخته ودلش را سوزان وگدازان از عشق ومحبت كرده است وهوش را از سرش ربوده ودل از دنيا وزينتهاى آن برگرفته است ، وهمت او هرگز مصروف سراى آخرت و نعمتهاى آن نمىگردد - خواهيم ديد كه محبّدين خود را درمحبوب مىبيند ومطلوب خود را هم در مطلوب محبوب مىجويد . چنين كسى ، چون مىشنود كه خداوند سبحان به بندگانش مىفرمايد :
« فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ » *
. « 2 »
و يا مىفرمايد :
« إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ » *
. « 3 »
به مذمت ونكوهش دنيا وزينتهاى آن مىپردازد و چون خداى سبحان دنيا و زيورهاى آن را مذمت كرده است از زينتهاى دنيوى اعراض مىكند ودورى مىجويد و اگر خداوند ، دنيا رامدح مىفرمود همانا آن را برفنا و زوال و پستىاش مىستود .
هامش
( 1 ) . و اگر خدا روزى بندگان را وسيع وفروان كند ، در روى زمين ظلم وطغيان بسيار كنند ، ليكن روزى خلق را به اندازهاى كه بخواهد نازل مىكند كه خدا به احوال بندگانش بصير وآگاه است .
( 2 ) . پس زنهار شما را زندگانى دنيافريب ندهد و از عقاب خدا ، شيطان به عفو وكرمش سخت مغرورتان نگرداند
( 3 ) . [ و بدانيد كه ] زندگانى دنيا جز بازيچه وهوسرانى نيست