و مىفرمايد :
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ »
« 1 » .
و اين روش تمامى اديان الهى در تربيت مردم است . و اين از روشهاى اديان و آنچه كه اديان بدان فرا مىخوانند مسلم مىگردد و اين همان چيزى است كه حكيمان الهى از گذشتگان مىبينند .
اما روش شريعت اسلام دراين مورد آشكارتر وروشنتر است . غيراز آنكه در اواخر فصل دوم گذشت كه به هر سعادت ممكنى دعوت مىكند ، ولى شناخت پروردگار از طريق نفس چون نزديكترين راه بوده وكاملترين نتيجه را در بر دارد با تاكيد بيشتر وقوىترى به آن مىپردازد ، لذا ملاحظه مىشود كه كتاب وسنت هردو به اين هدف دعوت كرده و با هر زبان ممكنى به آن فرا مىخوانند .
خداى سبحان مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ * وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »
. « 2 »
و اين آيه همچون « عكس نقيض » است براى اين سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله كه حديثى مشهور بين فريقين است :
من عرف نفسه عرف ربّه - او - فقد عرف ربّه . « 3 »
و مى فرمايد :
هامش
( 1 ) . روزى كه اسرار باطن شخص آشكار شود
( 2 ) . الا اى اهل ايمان خدا ترس شويد و هر نفسى بنگرد تا چه عملى براى فرداى قيامت خود پيش مىفرستد و از خدا بترسيد كه او به همهء كردارتان به خوبى آگاه است . و شما مؤمنان مانند آنان نباشيد كه به كلى خدا را فراموش كردند و خدا هم حظّ روحانى و ابدى نفوس آنها را از يادشان برد ، آنان به حقيقت بدكاران عالمند
( 3 ) . هر كس خويش را شناخت ، خداى خويش را شناخت - يا - : پس همانا خداى خويش را شناخت