آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست .
يا مىگويد :
« وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » *
« 1 » ؛
مالكيت آسمانها و زمين از آنِ خداست .
و يا اينكه :
« وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ »
« 2 » ؛
آنچه كه در شب و روز آرامش يافته همه ملك خداست .
زيرا آشكار است كه اين مالكيت ، مالكيت اعتبارى موهوم كه تنها يك قرارداد اعتبارى نزد عقلا است و به منظور ضرورت شهرنشينى و همزيستى قرار داده شده ، نمىباشد بلكه اين مالكيت يك نوع رابطه و نسبت حقيقى است كه جز با قيام و وابستگى وجودى و ذاتى ( منسوب ) به ( منسوبٌ إليه ) تمام نمىگردد . « 3 »
و به جانم سوگند كه اگر در كتاب خدا جز اين دو آيه كه مىگويد :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ »
« 4 » ؛
و ما آسمانها و زمين و آنچه بين ايندوست را به بازى نيافريديم .
« ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ »
« 5 » ؛
هامش
( 1 ) . جاثيه ، آيه 27
( 2 ) . انعام ، آيه 13
( 3 ) . در مورد اعتباريات مراجعه كنيد به :
1 . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، علامه طباطبائى .
2 . دروس فلسفه ، مصباح يزدى .
3 . كاوشهاى عقل عملى ، دكتر مهدى حائرى يزدى .
4 . ولايت نامه ، ترجمه همايون همتى
( 4 ) . دخان ، آيه 38
( 5 ) . همان ، آيه 39