تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
و در اين موقع پدرش ابوسفيان از مخالفين سرسخت پيغمبر و هميشه مشغول دسته‌بندى عليه اسلام بوده است . پيغمبر ام‌حبيبه را به ازدواج خود درآورده و او را در پناه خويش حفظ فرمود . حفصه دختر عُمَر نيز از زن‌هاى پيغمبر بود و بعد از آن‌كه شوهرش خنيس بن حذاقه در جنگ بدر كشته شد ، پيغمبر او را تزويج فرمود و عايشه دختر ابوبكر را نيز به حبالهء نكاح خود درآورد و او بكر بود . تأمل در اين خصوصيات ، با در نظر گرفتن آنچه در آغاز كلام از روش آن حضرت در اول و آخر عمر گذشت و با توجه به اين‌كه آن حضرت مردى زاهد و دور از تجمّل بوده و زنان خود را نيز به زهد و كناره‌گيرى از تجمّل امر مىنموده است شكى نمىماند كه اصولًا ازدواج‌هاى پيغمبر مانند ازدواج‌هاى ديگران كه معمولًا براى ارضاى غريزهء جنسى است نبوده و نيز بايد توجه كرد كه اصولًا روش پيغمبر در برخورد با زن‌ها روى اصل ادب و احترام بوده و به‌طور كلى حقوق زن كه در دورهء تاريك جاهليّت دست‌خوشِ هوسرانى مردم قرار گرفته و نابود گشته بود ، به دست پيغمبر زنده شد و زن كه در طى قرون و اعصار تاريك جاهليّت موقعيت واقعى خود را در اجتماع بشرى از دست داده بود ، به مقام خويش نايل گرديد و حتى روايت شده كه آخرين سخن پيغمبر در آستانهء مرگ توصيه‌اى بود كه دربارهء زن فرموده است . او در مقام بيان اهميت نماز و لزوم رعايت حال عبيد و اماء و توصيهء طبقهء زن چنين فرمود : « الصلاة الصلاة و ما ملكت أيمانكم لا تكلّفوهم ما لايطيقون ، اللَّه‌اللَّه فيالنساء فإنّهنّ عوان بين أيديكم » ( الحديث ) . و روش پيغمبر در رعايت عدالت بين زنان و حسن معاشرت با آنها و رعايت حال آنها مخصوص به خود او بوده است و ناگفته نگذاريم كه جواز تزويج بيش از چهار زن مانند روزهء وصال از احكام مختصهء به اوست و پيروان خود را از آن نهى فرموده است .