خستگى و دلسردى نكردم و زشت و زيباى جهان را فراموش نموده و تلخ و شيرين حوادث را برابر مىپنداشتم . بساط معاشرت غيراهل علم را به كلى برچيدم .
در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگى به حداقل ضرورى قناعت نموده ، باقى را به مطالعه مىپرداختم . بسيار مىشد ( و به ويژه در بهار و تابستان ) كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه مىگذرانيدم و هميشه درس فردا را شب پيش مطالعه مىكردم و اگر اشكالى پيش مىآمد با هر خودكشى بود حل مىنمودم و وقتى به درس حضور مىيافتم از آنچه استاد مىگفت قبلًا روشن بودم و هرگز اشكال و اشتباه درس پيش استاد نبردم .
* * * از آثار مختصرى كه هنگام تحصيل در نجف تهيه كردهام :
- رساله در برهان
- رساله در مغالطه
- رساله در تحليل
- رساله در تركيب
- رساله در اعتباريات ( افكارى كه ساختهء خود انسان است )
- رساله در نبوات و منامات
از آثارى كه در اوقات اقامت تبريز تأليف شده :
- رساله در اثبات ذات
- رساله در اسماء و صفات
- رساله در افعال
- رساله در وسائط ميان خدا و انسان
- رساله انسان قبلالدنيا
- رساله انسان فىالدنيا
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢