و به استثناى دو - سه فن مانند تاريخ و انساب و عروض عموماً خانهزاد اين كتاب آسمانى هستند .
مسلمانان به راهنمايى بحث و كنجكاوىهاى دينى به تدوين اين علوم پرداختند كه عمده آنها از ادبيات عربى علم نحو ، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، لغت ، مىباشد و از فنون مربوط به ظواهر دينى علم قرائت ، تفسير ، حديث ، رجال ، درايه ، اصول ، فقه مىباشد .
شيعه نيز به نوبت خود در تأسيس و تنقيح اين علوم سهم به سزايى دارند بلكه مؤسس و مبتكر بسيارى از آنها شيعه بوده است چنانكه نحو ( دستور زبان عربى را ) ابوالاسود دئلى كه از صحابه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و على عليه السلام بود به املأ و راهنمايى على عليه السلام تدوين نمود و يكى از بزرگترين مؤسسين « 1 » علوم فصاحت و بلاغت ( معانى و بيان و بديع ) صاحب بن عباد شيعى از وزراى آل بويه بود و اولين كتاب لغت « 2 » كتاب العين است كه تأليف دانشمند معروف خليل بن احمد بصرى شيعى است كه واضع علم عروض بوده است و هم در علم نحو استاد سيبويه نحوى مىباشد .
و قرائت عاصم « 3 » در قرآن به يك واسطه به على عليه السلام مىرسد و عبدالله بن عباس كه در تفسير مقدمترين صحابه شمرده مىشود شاگرد على عليه السلام مىباشد و مساعى اهل بيت عليهم السلام و شيعيان شان در حديث و فقه و اتصال فقهاى اربعه و غير آنها به امام پنجم و ششم شيعه معروف است و در اصول فقه نيز پيشرفت عجيبى كه در زمان وحيد بهبهانى ( متوفاى 1205 ) و بالاخص بهدست شيخ مرتضى انصارى ( متوفاى سال 1281 هجرى قمرى ) نصيب شيعه شده هرگز با اصول فقه اهل سنت قابل مقايسه نيست .
هامش
( 1 ) . ابنخلكان ، وفيات الاعيان ، ص 78 و اعيان الشيعه ، ج 11 ، ص 231
( 2 ) . وفيات الاعيان ، ص 190 و اعيان الشيعه و ساير كتب تراجم
( 3 ) . سيوطى ، الاتقان