اسلحه و جنگ نداشت ، از جهاد و شهادت بازماند و با اسيران حرم به شام اعزام گرديد .
پس از گذرانيدن دوران اسيرى ، به امر يزيد براى استمالت افكار عمومى محترماً به مدينه روانه گرديد آن حضرت را بار دوم نيز به امر عبدالملك خليفه اموى ، با بند و زنجير از مدينه به شام جلب كردهاند و بعد به مدينه برگشته است « 1 » .
امام چهارم پس از مراجعت به مدينه گوشه خانه را گرفته و در به روى بيگانه بسته مشغول عبادت پروردگار بود و با كسى جز خواص شيعه مانند « ابوحمزه ثمالى » و « ابوخالد كابلى » و امثال ايشان تماس نمىگرفت . البته خواص ، معارفى را كه از آن حضرت اخذ مىكردند در ميان شيعه نشر مىدادند و از اين راه تشيع توسعه فراوانى يافت كه اثر آن در زمان امامت امام پنجم به ظهور پيوست .
از جمله آثار امام چهارم ادعيهاى است بهنام ادعيه صحيفه و آن پنجاه و هفت دعاست كه به دقيقترين معارف الهيه مشتمل مىباشد و زبور آل محمدش مىگويند .
امام چهارم پس از سى و پنج سال امامت به حسب بعضى از روايات شيعه به تحريك هشام خليفه اموى ، بهدست وليد بن عبدالملك مسموم شد « 2 » و در سال نود و پنج هجرى درگذشت .
امام پنجم
امام محمدبن على ( باقر ) لفظ « باقر » بهمعناى شكافنده است و لقبى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به آن حضرت داده بود « 3 » .
آن حضرت فرزند امام چهارم و در سال پنجاه و هفت هجرى متولد شده بود در
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 324 ؛ اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 242
( 2 ) . مناقب ابنشهرآشوب ، ج 4 ، ص 176 ؛ دلائل الامامه ، ص 80 و فصول المهمه ، ص 190
( 3 ) . ارشاد مفيد ، ص 246 ؛ فصول المهمه ، ص 193 و مناقب ابنشهرآشوب ، ج 4 ، ص 197