تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
هامش
حديث ثقلين : زيدبن ارقم از پيغمبر نقل كرده كه فرمود : گويا خدا مرا به سوى خويش دعوت نموده بايد اجابت كنم ولى دو چيز بزرگ و وزين را در بين شما مىگذارم : كتاب خدا و اهل بيتم مواظب باشيد كه چگونه با آنها رفتار مىكنيد آن دو امر هرگز از هم جدا نخواهند شد تا اين‌كه در كوثر بر من وارد شوند . « البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 209 ؛ ذخائر العقبى ، ص 16 ؛ فصول المهمه ، ص 22 ؛ خصائص ، ص 30 ، الصواعق المحرقه ، ص 147 » . در غايةالمرام ، 39 حديث از عامه و 82 حديث از خاصه نقل شده است . حديث ثقلين از احاديث مسلم و قطعى است كه به سندهاى بسيار و عبارت‌هاى مختلفى روايت شده و سنى و شيعه به صحتش اعتراف و اتفاق دارند . از اين حديث وامثالش چند مطلب مهم استفاده مىشود : 1 - چنانچه قرآن تا قيامت در بين مردم باقى مىماند عترت پيغمبر نيز تا قيامت باقى خواهند ماند ؛ يعنى هيچ زمانى از وجود امام و رهبر حقيقى خالى نمىگردد . 2 - پيغمبر اسلام به وسيله اين دو امانت بزرگ تمام احتياجات علمى و دينى مسلمين را تأمين نموده و اهل بيتش را به عنوان مرجع علم و دانش به مسلمين معرفى كرده اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است . 3 - قرآن و اهل بيت نبايد از هم جدا شوند و هيچ مسلمانى حق ندارد از علوم اهل بيت اعراض كند و خودش را از تحت ارشاد و هدايت آنان بيرون نمايد . 4 - مردم اگر از اهل بيت اطاعت كنند و به اقول آنان تمسك جويند گمراه نمىشوند و هميشه حق در نزد آنهاست . 5 - جميع علوم لازم و احتياجات دينى مردم در نزد اهل بيت موجود است و هر كس از آنها پيروى نمايد در ضلالت واقع نمىشود و به سعادت حقيقى نائل مىگردد . يعنى اهل بيت از خطا و اشتباه معصومند . و به واسطه همين قرينه معلوم مىشود كه : مراد از اهل بيت وعترت ، تمام خويشان و اولاد پيغمبر نيست بلكه افراد معينى مىباشند كه از جهت علوم دين كامل باشند و خطا و عصيان در ساحت وجودشان راه نداشته باشد تا صلاحيت رهبرى داشته باشند و آنها عبارتند از على بن ابىطالب و يازده فرزندش كه يكى پس از ديگرى به امامت منصوب شدند . چنانچه در روايات نيز به همين معنا تفسير شده است . از باب نمونه : ابن‌عباس مىگويد : به پيغمبر اكرم گفتم : خويشان تو كه دوست داشتن آنها واجب است كيانند ؟ فرمود : على و فاطمه و حسن و حسين ( ينابيع المودة ، ص 311 ) جابر مىگويد پيغمبر فرمود : خدا ذريه هر پيغمبرى را در صلب خودش قرار داد ولى ذريه مرا در صلب على قرار داد . ( همان ، ص 318 . ) حديث حق : ام سلمه مىگويد : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : على با حق و قرآن مىباشد و حق و قرآن نيز با على خواهند بود و از هم جدا نمىشوند تا اين‌كه بر كوثر بر من وارد شوند . در غاية المرام ، ص 539 به اين مضمون چهارده حديث از عامه و ده حديث از خاصه نقل شده است . حديث منزلة : سعدبن وقاص مىگويد : رسول خدا به على فرمود : آيا راضى نيستى كه تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى باشى جز اين‌كه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود ؟ البداية و النهاية ، ج 7 ، ص 339 ؛ ذخائر العقبى ، ص 63 ؛ فصول المهمه ، ص 21 ، كفاية الطالب گنجى شافعى ، ص 148 - 154 ؛ خصائص ، ص 19 - 25 الصواعق المحرقه ، ص 177 . در غاية المرام ، ص 109 ، صد حديث از عامه