تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
خود استفاده مىنمايد در فضاى بيكران آسمان‌ها اوج مىگيرد و در اعماق درياها شناورى مىكند و در سطح زمين از انواع جماد و نبات و حيوان استثمار و استخدام مىنمايد حتى از همنوعان خود تاجايى كه مىتواند سود مىگيرد . انسان به حسب طبع اولى سعادت و كمال خود را در آزادى مطلق خود مىبيند ولى نظر به اين‌كه سازمان وجوديش سازمان اجتماعى است و نيازمندىهاى بىشمار دارد كه هرگز به تنهايى توانايى رفع آنها را ندارد و در صورت اجتماع و تعاون با همنوعان خود كه آنان نيز همان غريزه خودخواهى و آزادى دوستى را دارند ناگزير است مقدارى از آزادى خود را در اين راه از دست بدهد در برابر سودى كه از ديگران مىبرد سودى بدهد و معادل آن‌كه از رنج ديگران بهره مىگيرد از رنج خود بهره بدهد يعنى اجتماع تعاونى را از روى ناچارى مىپذيرد . اين حقيقت از حال نوزادان و كودكان ، بسيار روشن است نوزادان در آغاز درخواست‌هاى خود به چيزى جز زور و گريه متوسل نمىشوند و نيز زير بار هيچ قانون و مقرراتى نمىروند ولى تدريجاً به حسب تكامل فكر مىفهمند كه كار زندگى تنها با سركشى و زورگويى پيش نمىرود و كم كم به حال فرد اجتماعى نزديك مىشوند تا در سن يك فرد اجتماعى كه تفكر كامل دارد به همه مقررات اجتماعى محيط خود رام مىگردند انسان به دنبال پذيرفتن اجتماع تعاونى وجود قانون را لازم مىشمرد كه در اجتماع حكومت كرده وظيفه هر يك از افراد را معين و سزاى هر متخلف را مشخص سازد قانونى كه با جريان عملى آن هر يك از افراد جامعه به سعادت واقعى خود برسند و نيك‌بختى را كه معادل ارزش اجتماعى شان مىباشد بيابند . اين قانون همان قانون عملى همگانى است كه بشر از روز پيدايش تا امروز پيوسته خواهان و شيفته آن‌است و هميشه آن را در سرلوحه آرزوهاى خود قرار داده در برآوردن آن تلاش مىكند بديهى است اگر چنين چيزى امكان نداشت و در سرنوشت
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 118 | السيد محمدحسين الطباطبائي