تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

اما ابوذر

ابوذر ، جندب ( عبداللَّه ) پسر جناده ، از طايفه غفار كه در سر راه مكه به شام ساكن بودند ، پيش از اسلام موحد بوده و هرگز بت را نپرستيد تا اين كه خبر بعثت نبىاكرم را شنيد و به آن تفصيل كه مورخان نوشته‌اند ، به مكه آمد و مسلمان شد . ابوذر به فراگرفتن علم بسيار علاقه‌مند بود و به همين دليل از حضور پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله حداكثر استفاده را نمود ، تا آن جا كه على عليه السلام او را به علم و دانش مىستايد . ابوذر بسيار زاهد و به رسوم و آداب دينى مقيد بود و مخالفت احكام خدا را نمىتوانست ببيند و پيغمبر اكرم فضايل زيادى درباره او گفته و او را به مسلمانان معرفى كرده بود . حتى چگونگى آينده ابوذر را خبر داده بود . و به او دستور داده بود كه بايد در قبال همه پيش‌آمدهاى ناگوار ، شكيبايى به خرج دهد . « 1 » ابوذر در جريان سقيفه اعتراضات خود را كرد ولى چون سيره شيخين مخالفت آشكارى با طريقه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نداشت ، لذا صبر نمود و سخن نگفت تا نوبت به عثمان رسيد . ابوذر اندوخته‌هاى هنگفت را با آن رقم‌هاى شگفت‌آور ديد و با سيره پيغمبر اكرم و سيره شيخين مقايسه نمود و از طرف ديگر فقر و فلاكت يك عده از مسلمانان را مشاهده كرد . . . و سپس رفتار كارگزاران عثمان را نيز به نظر آورد و آينده مسلمان‌ها را حساب كرد و آن گاه نتوانست خوددارى نمايد و عليه سلطهء « بنىاميه » اعتراض و قيام نمود . عثمان او را ابتدا به شام تبعيد كرد ولى ابوذر در مقابل كردارهاى زشت معاويه بيشتر خشمگين شد و امر به معروف و نهى از منكر را شروع كرد . عظمت ابوذر و آزادگى او ، مردم شام را عليه معاويه و به طور طبيعى ، بر ضد دستگاه خلافت شورانيد ،
هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، ج 3 ، حديث 2565 و 2568 و 2574 و 2576 و همان ، ج 2 ، حديث 5836
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 182 | السيد محمدحسين الطباطبائي