و آيهء كريمهء :
« الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى »
. « 1 »
101 . فطرت
همين معناست كه در آيات كريمهء ذيل به آن اشاره شده است :
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها »
؛ « 2 »
سوگند به نفسى كه قابل توجه است ، و آنكه او را درست كرده ، پس از آن به آن تقوا و فجور را الهام نموده است ، رستگار شده است آنكه نفس خود را تزكيه و نموّ داد ، و از رستگارى نااميد شده آنكه نفس خود را از نموّ و رشد بازداشته و افساد كرد ) .
در آيات شريفه ، چنانكه پيداست ، هم الهام شدن راه اصلاح و فساد به انسان ، و هم مطابقت الهام به اصلاح و فساد واقعى انسان ، تذكر داده شده است .
و لوازم همين مطلب با آيهء شريفهء :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
« 3 » نيز تأييد مىشود ، زيرا وقتى كه دين خدا مطابق فطرت و خلقت انسان گرديد ، مخالفت دين و انحراف از آن انحراف از مقتضاى فطرت خواهد بود .
102 . دين جاودانى
از نظر اينكه قرآن كريم دلالت بر اين دارد كه محتويات آن ( به طور اطلاق ) قابل نسخ نبوده ، و هيچگونه عاملى كه موجب ابطال مطلبى از مطالب آن بوده باشد ، در آن راه ندارد . مانند آيهء كريمهء
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ »
( فصلت : 41 )
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ »
؛ « 4 » همانا كه آن قرآن كتابى است گرامى كه باطل از پيش روى و از پشت سر
هامش
( 1 ) . اعلى ، آيهء 4 - 3
( 2 ) . شمس ، آيهء 7 - 10
( 3 ) . روم ، آيهء 30
( 4 ) . حم سجده ، آيهء 42