تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
داد كه لشكر در حدود شام توقف كند تا دستور ثانوى برسد ، ولى دستور نرسيد تا عثمان كشته شد . « 1 » يعقوبى گويد : معاويه به عثمان گفت : لشكر آماده است ، من آمدم تا رأى تو را بدانم و برگردم و آن را بياورم . عثمان گفت : نه قسم به خدا ، بلكه خواستى تا من كشته شوم ، سپس ادعا كنى كه من خون‌خواه عثمانم . اين موضوع را عده‌اى به معاويه گوشزد كرده‌اند : الف ) ابوالطفيل كنانى . « 2 » ب ) ابن‌عباس در نامه‌اى كه به معاويه نوشته است . « 3 » ج ) محمدبن مسلمة انصارى . « 4 » د ) اهل مكه و مدينه در جواب نامهء معاويه . « 5 » و ديگران هم در موارد مختلف كه با معاويه مواجه شده‌اند ، اين مطلب را به معاويه گفته‌اند . 2 . معاويه خون عثمان را دست‌آويز كرده و مردم نادان شام را بدين وسيله اغوا نمود ، كه چگونگى آن در همهء تواريخ در جريان جنگ ، در خطبه‌ها و نامه‌ها و سخنان معاويه روشن است . 3 . طلحه و زبير را برانگيخت و جنگ جمل را برپا نمود ، و با جنگ داخلى على عليه السلام را مشغول و علاوه ياورانش را كم كرد و كشته شدن آنها را نيز ضميمهء خون عثمان نمود . 4 . در جنگ صفين ، قرآن‌ها را سر نيزه‌ها زد و اختلاف وسيعى ميان لشكر على عليه السلام
هامش
( 1 ) . النصائح الكافية ، ص 20 و 21 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 152 ( 2 ) . مروج الذهب ، در بيان احوال معاويه ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 134 ( 3 ) . شرح ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 289 ؛ الامامة و السياسة ، ص 96 ( 4 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 87 ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 85