مقدمه [ ( سيد محمدحسين طباطبايى ) ]
در پاييز سال گذشته - 1337 شمسى - به منظور انجامدادن پارهاى كارهاى ضرورى ، روزى چند در تهران بودم و ضمناً از فرصت استفاده كرده ، ديدارى از دوستان مركزى خود تازه مىكردم .
روزى دانشمند معظمجناب آقاى دكتر جزايرى ، استاد محترم دانشگاه و وزير اسبق فرهنگ ، مذاكره نمودند كه جناب آقاى دكتر هانرى كربن فرانسوى ، استاد فلسفه در دانشگاه سوربن ( فرانسه ) و دانشگاه تهران و رئيس انستيتو فرانسه و ايران كه يكى از مستشرقين نامى فرانسه و ايرانشناس مىباشد ، اظهار علاقهمندى مىكردند كه از شما ملاقاتى به عمل آورند .
حقيقت اينكه اين بنده خودم نيز به واسطهء فضايل اخلاقى و فعاليت كمنظير علمى كه از معظمله شنيده بودم ، اشتياق فراوان به چنين ملاقاتى داشتم ، لذا اجابت نمودم و بناى ملاقات گذاشته و دو سه شب بعد ، ملاقات در محيط بسيار صميمانه و گرمى ، در منزل آقاى دكتر جزايرى به عمل آمد .
اين ملاقات اگرچه مستعجلًا و با فرصت كم و وقتى تنگ به عمل آمد و آقاى دكتر كربن در جناح حركت و عازم مراجعت به پاريس بود ، ولى شالودهء دوستى را ريخته و اطلاعات اجمالى از نتايج زحمات علمى و عملى و فعاليتهاى خستگىناپذير چند سالهء معظمله را به دست داد .
آقاى دكتر كربن اظهار مىداشتند كه تاكنون مستشرقين ، اطلاعات علمى كه از