و از آن جهت كه بزرگترين ستايش براى او ، همان رحمتى است كه افاضه مىكند ، « حميد » مىباشد .
و از آن جهت كه هر شكستهاى را ترميم كرده و هر كمبودى را درمخلوقاتش پر مىكند ، « جبّار » مىباشد .
و از آن جهت كه هر مغلوبى را يارى مىدهد ، « نصير » است .
و از آن جهت كه ، متولّى امور مخلوقى است كه نه مالك سود و زيان خويش است و نه مرگ و زندگى و بعثش به دست اوست ، « ولىّ » و « مولى » و « وكيل » مىباشد ، هركدام از يك جهت .
و از آن جهت كه حيات آفرين است ، « محيى » مىباشد .
و از آن جهت كه نقش آفرين است ، « مصوّر » مىباشد .
و از آن جهت كه همه اينها ، احسانى از اوست ، « برّ » مىباشد .
و از آن جهت كه ظهور هر چه درهستى است از اوست ، « نور » وسپس « مبين » مىباشد .
و از آن جهت كه همه چيز براى اوست و او آنها را تدبير مىكند ، « مُلِك » و « ذوالعرش » مىباشد .
و از آن جهت كه هرچه پيش ديگران است ، نزد او مىباشد ، ولى هرچه نزد اوست ، پيش ديگران نيست ، « عزيز » مىباشد .
و از آن جهت كه نيازى به هيچ شىء ندارد ، « غنىّ » مىباشد .
و از آن جهت كه تنها پروردگار ، پادشاه و صاحب سرير فرمانروايى است ، « أحكم الحاكمين » و « خير الفاصلين والحاكمين والفاتحين » مىباشد .
و از آن جهت كه او بى نياز است و موجودات تحت تدبير او درنيازهاى خود ، به او روى مىآورند ، « صمد » مىباشد .
و پروردگار از آن جهت كه با توجه خلق به او ، عبادت مىشود ، « إله » مىباشد .
رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٦