مىباشد .
و از جهت حضور ذاتش و روشن بودن آن براى خودش و حضور ديگر موجودات نزد او ، « عالم » و « عليم » مىباشد .
و خداوند عليم ، از آن جهت كه نزد همهء جهات ذات معلوم ، وجود دارد ، « محيط » مىباشد . و از آن جهت كه درآنجا حضور دارد ، « شهيد » است .
و اگر به نهان ، منسوب گردد ،
« عَلَّامُ الْغُيُوبِ » *
است .
و اگر به نهان و آشكار ، هردو نسبت داده شود ،
« عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ » * *
است .
و اگر نسبت او با ديدنىها ملاحظه گردد ، « بصير » است ، و اگر با شنيدنىها ملاحظه شود ، « سميع » خواهد بود .
و از جهت نگهدارى و تحفظش برآنچه مشاهده مىكند ، « حفيظ » است .
و خداوند عليم ، از آن جهت كه همه معلومات را به شمار آورده ، « حسيب » است .
و از آن جهت كه از دقيقترين امور ، آگاه است ، « خبير » مىباشد .
و از جهت استحكام معلوماتش ، « حكيم » است .
و خداوند متعالى ، از آن جهت كه مبدأ ديگران است ( يعنى ذات او عين هستى وصرف هستى است ، و هر چه غير او فرض شود ، از اوآغاز شده و به او مىانجامد ) ، « قادر » و « قدير » مىباشد .
و قادر از آن جهت كه بدون اقتضاء يا الزامى از سوى بيگانه ، افاضه وجود مىكند ، « رحمان » است .
و او از آن جهت كه ذات ديگران را مىآفريند ، « بارى » است .
و از آن جهت كه با آفرينش خود ، ميان خلق ذات واجزاء ذات ، جمع مىكند ، « خالق » است .
و از جهت رحمت خاصش كه همان سعادت است ، « رحيم » مىباشد .
و رحيم از آن جهت كه هر شىء ريز و خردى را آفريده است ، « لطيف » مىباشد .