حال اگر به خودت بازگردى ، مشاهده مىكنى كه خودت هستى ، وجز تو چيزى در آنجا نيست ؛ با آنكه صفات فراوانى دارى ، ولى آنها دراين مرحله ، محو و ناپديدند ؛ اين همان مقام احديت ذات شماست .
وآنگاه اگر براين مقدار بيفزايد و مرتبهء خيالى كه بر صورتهاى خيالى جزاى گسترش يافته است و بعد صورتهاى خيالىخاص خود را تصور كنيد و سپس به مرحلهء افعال فرو آييد وخودتان رابا آنها درنظر بگيريد ، خواهيد دانست كه همهء آنها قائم و وابسته به شماست و خالى از شما نمىباشد ؛ و اگر خوب و دقيق ، دراين مثال بينديشيد ، مىتوانيد نتيجهء براهين گذشته را درك كنيد .
فصل چهارم : شواهدى از كتاب و سنت
در آنچه گذشت ، ادلهء نقلى باعقل مطابقت دارد . اين مطلب را در طى چند مبحث تا حدودى ، روشن مىكنيم .
مبحث اوّل : اسماء الهى در قرآن كريم
اسمايى كه درقرآن مجيد آمده و معناى وصفى دارند عبارتند از :
الف ) إله ( معبود ) ، احَد ( يكتا ) ، اوّل ( آغاز ) ، آخر ( انجام ) ، اعلى ( برتر ) ، اكرم ( بزرگوارتر ) ، اعلم ( داناتر ) ، ارحَمُالراحمين ( بخشايندهترين بخشندگان ) ، احكم الحاكمين ( داورترين داوران ) ، احسن الخالقين ( بهترين آفرينندگان ) ، اهل التقوى ( سزاوار پرهيز از او ) ، اهلُالمغفره ( اهل آمرزيدن ) ؛
ب ) بارى ( هستكننده ) ، باطن ( نهان ) ، بديع ( نو آفريننده ) ، برّ ( نيكوكار ) ، بصير ( بينا ) ؛
ت ) توّاب ( بسيار توبهپذير ) ؛
ج ) جبّار ( جبرانكننده ) ، جامع ( فراهم آرنده ) ؛