لا بِمُزايَلَةٍ ؛ « 1 »
[ او ] يگانه است اما نه آنگونه كه به عدد باز گردد ، آشكار است اما نه به صورت مباشرت [ كه مدرَك حواس باشد ] ، جلوه گر است اما نه آنگونه كه ديده شود ، پنهان است اما نه چنانكه جدا باشد .
و در كتاب توحيد با سند متّصل از عمّار بن عمرونصيبى نقل است كه از امام صادق عليه السلام درباره توحيد ، سؤال كردم و او درجواب فرمود :
واحِدٌ ، صَمَدٌ ، أَزَلِيٌّ ، صَمَديٌّ ، لاظِلَّ لَهُ يُمْسِكُهُ ، وَ هُوَ يَمْسِكُ الأَشْياءَ بِأَظِلَّتِها ، عارِفٌ بِالْمَجْهُولِ ، مَعْرُوفٌ عِنْدَ كُلِّ جاهِلٍ ، فَرْدانِيٌّ ، لا خَلْقُهُ فيه وَلا هُوَ في خَلْقِهِ ؛ « 2 »
[ او ] يگانه است ، بىنياز و ازلى و صمدى است ، او را ظلّى نيست كه نگهدارش باشد ، بلكه او همه اشياء را با ظلّ آنها از نابودى صيانت مىكند ، نامعلوم را مىداند و خود ، نزد هر نادانى شناخته شده است ، يكى است ، نه مخلوقش در اوست و نه او در مخلوقش .
مقصود از نگهدارى با « ظلّ » ، آن است كه خداوند سبحان ، اشياء را به وسيله ماهيات وتعينات ، قوام مىبخشد و به بيان ديگر ، در مظاهر در قالب ماهيات گوناگون جلوه مىكند و خود ذاتاً هيچ قيد و تعيّنى ندارد .
دربعضى از اخبار مربوط به « سرشت » ، معناى « ظلّ » توضيح داده شده است ، مانند روايتى كه در تفسير علىبن ابراهيم و تفسير عياشى به نقل از عبداللَّه بن محمد جعفى وعقبه ذكر شده است كه امام باقر عليه السلام فرمود :
ثُمَّ بَعَثَهُمْ فِي الظِّلالِ . فَقُلْتُ : وَأَيُّ شَيءٍ الظِّلالُ ؟ فَقالَ : أَ لَمْ تَرَ إِلى ظِلِّكَ فِي الشَّمْسِ شَيْئاً وَ لَيْسَ بِشَيءٍ ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . توحيد ، باب 2 ، ص 37 ، ح 2 ، امالى شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 22
( 2 ) . توحيد ، باب 2 ، ص 57 ، ح 15
( 3 ) . تفسير على بن ابراهيم قمى ، ج 2 ، ص 11 و تفسير عياشى ، سورهء يونس و ج 2 ، ص 129 ، ح 37