« أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
« 1 »
آيا اين حقيقت كه پروردگار تو شاهد بر همهء موجودات است كافى نيست ؟
وآنگاه برهان نيز آن دريافت را تثبيت مىكند ، زيرا يك رابطهء واقعى كه به لحاظ ذات شىء ، برقرار است ، مانند آفرينش خداوند سبحان و مالكيت او نسبت به ذات شىء ، بايد در مقام ذات آن شىء ، تحقّق داشته باشد ، و چون اين نسبتها وجودهاى رابطند ، بدون دو طرف خود ، تحقق نمىيابند ؛ از اين رو ، قطعاً آن طرف ديگر نسبت ( يعنى منسوب اليه ) نيزدر ذات آن شىء ، حضور دارد ، و در نتيجه ، به طور حتم بايد يكى وابسته به ذات ديگرى باشد ؛ زيرا در غير اين صورت ، دو چيز ، يك چيز خواهد بود ، و اين نشدنى است . بنابراين ، مالكيت خداوند نسبت به موجودات ، همان نحوهء قيام و وابستگى گوهر وذات آنها به خداوند سبحان مىباشد . همين بيان ، دربارهء ديگر نسبتها و معانى نيز جارى مىباشد . ( دقت شود ) .
2 . احاديث فراوانى كه دلالت دارند براينكه وحدت خداوند ، وحدت عددى نيست .
صدوق رحمه الله در كتابهاى توحيد « 2 » و خصال « 3 » و معانىالاخبار « 4 » با سند متصل از شريح بن هانى ، نقل مىكند كه : در روز وقوع جنگ جمل ، يك عرب بياباننشين در برابر اميرالمؤمنين عليه السلام ايستاد و گفت : آيا مىگويى : خداوند يكى است ؟
در اين حال ، مردم به او هجوم آوردند و گفتند : اى مرد ! مگر نمىبينى اميرالمؤمنين پريشان خاطر است ؟
آنگاه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
هامش
( 1 ) . فصلت ، آيهء 53
( 2 ) . توحيد ، باب سوم ، ص 83 ، ح 3
( 3 ) . خصال ، باب اول ، ص 2 ، ح 1
( 4 ) . معانىالاخبار ، باب ششم ، ص 5 ، ح 2