و شرّها از حيث اين كه شرّ هستند به طور بالاصاله به خداوند متعال مستند نمى شوند . همانطور كه در اين حديث آمده .
بررسى : 1 - درباره « حَسَن » و « سيّئ » : اگر ( مثلًا ) على ( ع ) به اعدام كسى حكم كرده ، كار على ( ع ) حسن است . و اگر هر قاضى عادل اين كار را بكند كارش حَسَن است ، در عين حال موضوع حكم او « سيّئه » است ؛ خداوند مى فرمايد :
« جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
« 1 »
»
. يعنى شخص خوب و عادل كار خوبى را انجام داده كه سيئه را با سيئه مكافات كرده است .
حاكم عادلى كه شمشير را برداشته و گردن يك قاتل را زده ، كارش سيّئه است نه حسنه ، سيئه اى است كه در مقابل سيئه به عنوان مكافات محقق شده است . كدام عاقل مىتواند اعدام و قتل را حسنه بنامد .
باصطلاح ، اتفاقاً قضيّه بر عكس است : اعدام آن شخص ، سيّئه اى است كه حسن بودن آن بالعرض است . و آيه به طور نصّ آن را سيّئه شمرده است ، و همچنين آيه
« وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها
« 2 »
»
و آيه
« وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها
« 3 »
»
و آيه
« مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها
« 4 »
»
.
2 - هيچكدام از اين دو سيّئه ، نسبى نيستند ، هر دو واقعا سيّئه هستند به طور مساوى .
3 - اما آيه
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ »
نمى گويد كه خداوند چيز سيّئى نيافريده ، بل مى فرمايد : سيّئ ها را نيز در سيّئ بودن شان ، خوب ، احسن و بر اساس حكمت آفريده است ؛
هامش
( 1 ) - آيه 40 سوره شورى .
( 2 ) - آيه 160 سوره انعام .
( 3 ) - آيه 27 سوره يونس .
( 4 ) - آيه 40 سوره غافر .