بزرگ شخصيت تاريخ جاسوسى « 1 » ، و يا القائات هنرى كربن اين موفق ترين جاسوس در تاريخ ايران « 2 » ، بوده و هست .
مكتبى كه نه خدايش موجب و بى اراده است و نه خدايش « مصدر » است - كه هر مصدرى مركّب است - و نه خدايش عاجز از ايجاد است تا مجبور شود كه مخلوق را از وجود خودش صادر كند . و نه خدايش محكوم است كه مشمول قانون « علت و معلول » شود ، قانونى كه خودش آن را پديد كرده بر خودش حاكم باشد . و نه . . . .
حتى يك كودك هوشمند دوازده ساله نيز اگر برايش توضيح داده شود مى فهمد كه هم اصول بينش ارسطوئيان و صدرائيان به حدى نادرست است كه حتى تحت عنوان « خيال » و خيالپردازى نيز قرار نمى گيرد . آيا اين است عقل ؟ معقول ؟ معقولات ؟ مگر در تاريخ فكر بشرى غير عقلانى تر و غير معقول تر از اين يافت مىشود ؟
اخبارى گرى : گاهى برخى ها به طور ( باصطلاح عوام ) بفهمى نفهمى مى خواهند برچسب اخبارى گرى بر علامه مجلسى بچسبانند .
چه كسى اخبارى است ؟ آيا مجلسى كه پيرو و شارح اين مكتب درخشان ، روشن ، مبين و صراط مستقيم عقلى ، است يا آنان كه فقط پيرو اخبار رسيده از ارسطو ، محى الدين ، مرتاضان بودائى ، هستند و بدون تعقل و انديشه از آنان دنباله روى مى كنند و متعبدانه به شرح و بسط غلط هاى صريح آنان مى پردازند ؟ - ؟
چرا آنان كه خودشان در مقابل گفته هاى خلاف عقل ، متعبد هستند به هر كسى كه به گفته هاى اهل بيت ( ع ) مى پردازد اخبارى مى گويند ؟ حتى اگر بنا باشد اخبارى باشيم و همه چيز را متعبدانه بپذيريم باز تعبّد در مقابل اخبار و گفته هاى مكتبى كه هيچ غلطى و هيچ
هامش
( 1 ) - شرح بيش تر در « محى الدين در آئينه فصوص » ج 2 .
( 2 ) - همان .