تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
ما عميق ترين معنى از معانى تسبيح و تنزيه و تقديس را بيان مىكند . و به صراحت مى گويد : هر كس مستقيماً در ذات خدا بينديشد به هر نتيجه اى برسد ، آن نتيجه ، خدا نيست . اينك معلوم مىشود كدام اصول ساذجه ( ساده لوحانه و پيش پا افتاده ) است و كدام اصول علميه و عاليه است . و اما جمله « اللَّهُ غَايَةُ مَنْ غَايَاه » : اين جمله در بيان خطبه امام رضا ( ع ) به صورت « وَ مَنْ غَيَّاهُ فَقَدْ غَايَاه » آمده كه شرحش در ادامه مبحث 38 گذشت . اگر با تكيه بر خطبه امام رضا ( ع ) نگوئيم كه اين جمله دچار تصحيف شده ، بايد گفت يعنى « خداوند است كه غايت معتقدين به غايت او است » يعنى آنان كه براى خدا غايتى قائل شده و او را پايانمند بدانند ، در پايانمندى خود بينديشند تا بدانند يك صفت مخلوق را به او نسبت مى دهند . زيرا كه خدا پس از پايان آنان و پس از هر چيز ديگر بازهم هست و خواهد بود .
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ
« 1 »
هامش
( 1 ) - آيه 100 سوره انعام .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 418 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى رضوى