الخاص فالسبق على هذا يكون محمولا على السبق الذاتي الذي يكون للعام على الخاص و الأول أظهر كما عرفت .
متن سخن علامه طباطبائى ( ره ) : قد عرفت دلالة الاخبار على أن المشيئة و الارادة نفس المعلوم الخارجى و اصراره مع ذلك على كونها العلم بالصلاح و الخير عجيب .
ترجم حديث : به امام صادق ( ع ) گفتم : آيا مشيئت خدا و علمش ، يك حقيقت واحد هستند يا دو چيز هستند ؟ - ؟
فرمود : علم غير از مشيئت است ؛ نمى بينى كه خودت مى گوئى : فلان كار را خواهم كرد اگر خدا مشيئت كند ( اگر خدا بخواهد ) ، و نمى گوئى : فلان كار را خواهم كرد اگر خدا بداند .
پس اين كه مى گوئى « اگر خدا بخواهد » دليل است كه ( تا آن لحظه ) نخواسته است و اگر خواسته بود ، محقق مى شد آن طور كه خواسته بود . و علم خدا سابق بر خواستن اوست .
ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : شايد مراد امام ( ع ) آن مشيئت باشد كه متأخّر از علم است ، مشيئتى كه حادث مىشود به هنگام حدوث معلوم .
و دانستى « 1 » كه اين مشيئت خداوند متعال ، نيست مگر « ايجاد » . و مغايرت اين مشيئت خدا با علم خدا ، روشن است .
و احتمال دارد كه مقصود بيان عدم اتّحاد مفهوم علم و مفهوم مشيئت باشد . زيرا اراده ، مطلق علم نيست . چون علم به هر شيئ متعلّق مىشود .
بل اراده عبارت است از علم به خير بودن و صلاح بودن و نافع بودن شيئ . و اراده متعلق نمى شود مگر به شيئى كه چنين باشد .
هامش
( 1 ) - اشاره به بيانى است كه در مبحث شماره 50 گذشت .