تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
بودن خارج شود . در حالى جان اين معجزه همين است كه : در حالى كه آتش ، آتش بود ابراهيم ( ع ) را نسوزانيد . درست است در بينش ارسطوئى محال است كه آتش ، آتش باشد و در عين حال نسوزاند . و اساساً در بينش ارسطوئى جائى براى معجزه نيست . زيرا معجزه واقعه اى است بر عليه قوانين طبيعت و خلقت ، و بر عليه قانون علت و معلول . خامساً : هميشه كار و بينش ارسطوئيان ما ( بحثى دربار ارسطوئيان غير مسلمان نداريم « 1 » دربار « كار خدا ، فعل خدا » مى لنگد . و اين بزرگ ترين نقص بينش آنان در خدا شناسى است كه : كار خدا را فقط به « خلق » منحصر مى دانند . يعنى خدا فقط يك نوع كار و يك نوع فعل دارد و آن « خلق » است . در حالى كه قرآن در آيه هاى متعدد فرياد مى كشد كه خداوند دو نوع كار دارد : امر و خلق . - كار امرى و كار خلقى . مى فرمايد :
« لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
« 2 » . و همچنين هم آياتى كه در آن ها سخن از امرِ « كن » ،
« كُنْ فَيَكُونُ *
« 3 » » آمده . اولين پديد كائنات نيز نه از عدم خلق شده - زيرا خلق از عدم محال است - و نه از وجود خدا صادر شده بل با امرِ
« كُنْ فَيَكُونُ » *
پديد آمده است ، همانطور پيدايش روح
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 4 » » ، و حتى خود قانون علّت و معلول كه برنامه خلق است ، با امر به وجود آمده است .
هامش
( 1 ) - البته در اين زمان در كل جهان غير از ارسطوئيان ما ، كسى پيرو ارسطو و ارسطوئيات نيست ، همگان آن را دور انداخته اند . ( 2 ) - آيه 54 سوره اعراف . ( 3 ) - آيات متعدد از قرآن . ( 4 ) - آيه 85 سوره اسراء .