توضيح : پيش از ادامه اين مبحث ، از فرصت استفاده كرده و مى گويم : لطفاً به كلمه « ثمّ / سپس » و حرف « ف - / پس » در اين حديث و نيز به اصل پيام حديث ، توجه كنيد كه مى فرمايد :
1 - خدا بود و هيچ چيزى نبود - يعنى هيچ مخلوقى قديم نيست .
2 - سپس مخلوقات را آفريد .
3 - پديده اوليه مخلوقات را با « كونا » ، ايجاد كرد .
4 - گفت : « كونا » ، « فكانا » . - همان امرِ كن فيكون .
5 - پديده اوليه از وجود خدا صادر نشده ، خدا « مصدر » نيست .
6 - خداوند علّتِ آن پديد اوليه نيست . آن را با فرمان « كن » ايجاد كرده است . خداوند علة العلل نيست . بل به وجود آورند قانون علّت و معلول است . اگر خداوند علت باشد ، همسنخ معلول مىشود . زيرا سنخيت ميان علّت و معلول ، از ضروريات است . و اساس ارسطوئيات بر عليّت خداوند مبتنى است .
اين مطالب در مبحث هاى پيشين بحث شده است ، خواستم بگويم كه اين حديث نيز ، موارد مذكور را به صراحت و با بيان نصّ ، تاييد مىكند .
ترجم سخن صدوق ( ره ) : صدوق گفته است : اين كه فرموده « خدا نور است » يعنى منير و هادى است . و مراد از « باشيد دو تا سايه » ، روح القدس و فرشته است و مراد از اين جمله اين است كه : خداوند بود و هيچ چيزى با او نبود پس اراده كرد و حجج و گواهان خود « 1 » را بيافريد ، پس قبل از آن ها روح مقدس را آفريد و همين روح است كه خداوند عزّ و جلّ به وسيله آن انبياء و گواهان و حجج خود را ، يارى و كمك مىكند . و همين روح است كه به
هامش
( 1 ) - اشاره است به آيه هائى كه مى گويند : انبياء گواهان خدا هستند .