1 - ابزار شناخت : كه همان موارد چهار گانه مذكور در بالا ، مى باشد .
2 - راه : يعنى چيزى كه بايد آن ابزار روى آن كار كند . كه عبارت است از مخلوقات خدا .
3 - نتيجه : رسيدن به توحيد .
اما هستند كسانى كه : 1 - عقل را در خدا شناسى و توحيد به پشيزى نمى خرند و آن را « حجاب اكبر » مى نامند و به جاى آن عشق را مى گذارند .
2 - در نبوت و امامت نيز به ظاهر و باطن ، معتقد هستند بدين معنى كه ظاهر و پوست آن براى عوام است و باطن و مغز آن براى خواصّ . و خودشان را خواصّ مى نامند ( خواصّى كه دشمن عقل است ! ) .
همگان معتقد هستند كه قرآن ظاهر دارد و باطن دارد . اما باطنى كه اينان مدعى آن هستند ضد ظاهر ، بل متناقض با آن است . باطنى كه ظاهر را كاملًا و از اساس ابطال مىكند ، باطنى كه ظاهر را تكذيب مىكند .
3 - با نفس كه به معنى فطرت باشد « 1 » ، كارى ندارند . آنان وجود خودشان را بخشى از وجود خدا مى دانند .
4 - توفيق را نيز لطفى از جانب خدا نمى دانند ، به جاى آن به « جذبه » : جذب خدا معتقد هستند كه اين جذبه ، عشق شان را مى جنباند .
راه : اينان راه تفكر در مخلوقات و جهان و اشياء جهان براى رسيدن به توحيد را به عوام وامى گذارند و آن را لايق عشاق نمى دانند . و راه نيل به معشوق به وسيله عشق ، را تنها راه مى دانند .
هامش
( 1 ) - در مباحث پيشين به شرح رفت .