به وهو العقل الذى هواحب الاشياء الى الله لنقص فى خلقته فهو بغض تكوينى بمعنى التبعيد من مزايا الخلقت لا بغض تشريعى بمعنى تبعيده من المغفرة و الجنة و الذى ينافى عدم الاختيار هو البغض بالمعنى الثانى لا الاول .
ترجم حديث : امام صادق ( ع ) فرمود : خداوند چيزى نيافريده است كه براى او مبغوض تر از احمق باشد . زيرا خداوند چيزى را از او سلب كرده كه محبوب ترين اشياء است برايش .
ترجم سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : بغض خداوند تعبيرى است از « علم خدا به پستى رتب فرد احمق و عدم قابليّت او براى كمال كه مترتّب مىشود بر آن عدم توفيق او بر آن چه كه مقتضى رفعت شأن اوست به علّت عدم قابليت او براى رفعت شأن » .
پس اين « بغض » با عدم اختيار او در اين موضوع ، منافات ندارد .
يا : مراد حديث اين باشد كه : بغض خداوند متعال نسبت به او به جهت انتخاب اوست كه اعمال قبيح را با سوء اختيار خود انتخاب كرده است با اين كه براى ترك آن ، اختيار داشته است . والله اعلم .
ترجم سخن علامه طباطبائى ( ره ) : مراد مجلسى ( رحمه الله ) رفع منافات است ؛ منافاتى كه در ميان بغض ، و ميان اين كه حماقت احمق مستند به اختيارش نيست ، مشاهده مىشود .
و روشن است كه اين منافات با دو وجهى كه او ( مجلسى ) بيان كرده ، رفع نمى شود زيرا : علم خداوند به پستى رتب آن فرد ، بغض ناميده نمى شود ، و همچنين عدم توفيق او به سبب عدم قابليتش ، و آن چه او از اعمال قبيحه به دليل حماقتش انتخاب مىكند بالاخره بر مى گردد به عدم اختيارش . پس اشكال منافات همچنان باقى است .
و حق اين است ( همانطور كه از تعليل خود امام عليه السلام ظاهر مىشود ) : بغض خداوند يعنى چيزى را كه از شأن انسان بود آن را داشته باشد ، به او نداده است . و آن عقل
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦