كتابى است متشابه الاجزاء و در قدرت بيان خود بر يك نسق . » « 19 »
بهطور خلاصه مىتوان گفت كه هرچند قرآن كريم به زبان قوم عرب نازل شد ، ليكن اسلوب عالى وراقى آن از يك سو ، و معانى بلند و ممتاز آن از سوى ديگر ، چنان توجّه سخنوران و زبانآوران عرب را به خود جلب كرد و آنان را تحت تأثير قرار داد ، كه بكلّى طبيعت و قريحهء آنان را دگرگون ساخته ابتدا زبان ، و سپس حياتشان را از توحّش بىحدّ و مرز جاهلى آزاد نمود ، و تدريجا با تعاليم حياتبخش خود غبار جهل و كفر و ضلالت را از چهرهء وجودشان زدود . اين تأثير اعجازاميز و اعجابانگيز به حدّى بود كه حتّى اديبان و خطيبان عرب صدر اسلام به اقتباس و تضمين آيات قرآنى در نوشتار و گفتار خود مىپرداختند ، و سخنان خود را بدان زيور مىبخشيدند ؛ چنان كه هر دانشپژوه اهل فن اگر به ديدهء انصاف به متون نظم و نثر آن دوران ، و هم دورههاى پس از آن بنگرد ، به مفهوم حديث شريف « فضل القرآن على سائر الكلام كفضل اللّه على خلقه » « 20 » نيك پى مىبرد ، و درمىيابد كه قرآن - هم از جهت لفظى و اسلوب بيانى ، و هم از جنبهء معنوى و ويژگى مفهومى - نسبت به سخنآورترين فصحاى عرب ، همانند خورشيد نيمروز است نسبت به اختران آسمان . از همين روست كه اعجاز معنى پيدا مىكند و قرآن كريم بزرگترين و جاودانهترين معجزهء پيامبر اكرم ( ص ) شناخته مىشود ، چنان كه خداى تعالى فرمايد :
1 - اگر در قرآنى كه بر بندهء خود ، محمّد ( ص ) نازل كرديم ،
هامش
( 19 ) . شيعه در اسلام ، ص 97 .
( 20 ) . تحقيق در تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 2 ، ص 85 - و با اندك تفاوت :
فيض القدير ، ج 4 ، ص 434 و الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 75 : « فضل و برترى قرآن بر ديگر سخنها چونان فضل خداست بر آفريدگان . »