مىبودند ، دفع آن بدان مىكردند ، نه به محاربت . دوّم آنكه قرآن مشتمل است بر جميع معارف و حكم و محاسن شيم و اقاصيص اوّلين و آخرين و اخبار از مغيبات و كيفيّت اداى طاعات و امتناع از منهيات و جميع آنچه در تكميل نفوس بشرى و وصول به سعادت ابدى بدان احتياج افتد ، با متانت لفظ و رضانت نظم و ترتيب ؛ و هركه عاقل باشد ، داند كه اين كتاب از شخصى امّى بىممارست كتب و علوم و مصاحبت ارباب اخبار و رسوم بجز معجزه نتواند بود . » « 14 »
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئلهآموز صد مدرّس شد « 15 »
وى در جاى ديگر با شيوهاى انتقادى بدين مسئله نگريسته و نظرات مختلف در وجوه اعجاز را بيان كرده است ؛ آنگاه ، پس از نقد و بررسى يكايك آنها ، نظر نهائى را - كه از خود اوست - چنين ابراز داشته است :
« اعجاز از جهت تناسب حروف و حركات و تنفيذ مفردات بود به حيثيّتى كه از توحّش و تنافر خالى ماند ، با رعايت محسّنات تركيب از تسجيع و ترصيع و تشبيه و غير آن ؛ يا از جهت دلالت بر كثرت فوايد و معانى ، كه تعبير از آن به امثال آن حروف و كلمات ديگرى نكرده باشند ، و نتوانند كرد ؛ و يا از هر دو جهت ، و در هر آيتى از آيات قرآن اين هر دو معنى حاصل است . » « 16 »
بنابراين ، نظر صاحب نفايس در مجموع ، منطبق با نظر صاحب « جواهر الادب » است ، ليكن نه بانظم و ترتيبى كه در جواهر به كار گرفته شده است . نظر دقيق و صائب فيلسوف بزرگوار ، و فقيه و مفسّر عاليمقدار ، مرحوم علامهء طباطبائى - انار اللّه برهانه - در
هامش
( 14 ) . نفايس الفنون و عرايس العيون ، ج 1 ، ص 357 - 358 - با اندك تصّرف .
( 15 ) . ديوان حافظ ، ص 326 .
( 16 ) . نفايس الفنون ، ج 1 ، ص 365 - به تلخيص .