تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ميهمان شرمنده گفت : سوگند به خدا كه من تغوّط نكردم . و شرح داستان خيانت خود را مفصّلًا گفت

عالم تكوين بيدار است ، خداوند پيوسته بيدار است

تلميذ : اين حكايت بسيار آموزنده است ، و شايد مىخواهد بفهماند كه هر كس بخواهد گناه خود را به گردن ديگرى بيندازد ، خداوند او را مبتلا به شرمندگى بيشترى مىكند . چون همانطور كه آبرو نزد انسان قيمت دارد ، آبروى ديگران نيز محترم و ذيقيمت است ؛ و هيچكس نبايد آبروى انسان ديگرى را فداى آبروى خود كند . و الغاء گناه از گردن خود و القاء آن به گردن ديگرى در عالم تكوين و واقع و متن حقيقت ، عملى مذموم و غلط است ؛ گرچه نسبت بطفل بوده باشد . و انسان بايد هميشه متوجّه باشد كه نظام تكوين بيدار است ، و عمل خطاى انسان را بدون واكنش و عكس العمل نخواهد گذاشت ؛ إنَّ اللَهَ لَبِالْمِرْصادِ : « 1 » « حقّاً خداوند در كمينگاه است . » عمل اين ميهمان يك دروغ فعلى بود ؛ و همانطور كه دروغ قولى غلط است دروغ فعلى هم غلط است
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 14 ، از سورهء 89 : الفجر :إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ