مباهات و افتخار عالم اسلام بود ؛ مجبور مىگردد خانهء مسكونى خود را بفروشد .
استاد استاد ما : مرحوم قاضى رضوان الله عليه در نجف اشرف با وجود عائله سنگين ، چنان در ضيق معيشت زندگى مىنمود كه داستانهاى او براى ما ضرب المثل است .
در خانهء او غير از حصير خرمائى چيزى نبود ؛ و براى روشن كردن چراغ نفتى در شب به جهت نبودن لامپا و يا نفت در خاموشى چه بسا بسر مىبردند .
مرحوم آيت الله علّامه حاج شيخ آقا بزرگ طهرانىّ ؛ هيچ ممرّ معاشى نداشت ؛ و از حال ايشان كسى با خبر نبود ؛ صدسال بعلم و اسلام و تشيّع خدمت كرد ؛ و مجاهدات ارزنده و آثار نفيس و بىنظيرى از خود به يادگار گذاشت كه امروز مورد استفادهء تمام اهل تحقيق و تتبّع و محور مراجعات نويسندگان است .
اين مرد شب و روز مشغول نوشتن و زحمت كشيدن و جمعآورى اسناد و مدارك نوشتجات بود .
وضع خانهء او عينا مانند يك طلبهء معمولى ساده و بلكه پائينتر ؛ و شدائدى كه تحمّل نموده است فوق تصوّر است .
علّامه امينى صاحب الغدير تا قبل از مشهوريّت و معروفيّت ؛ در تنگى معاش بسر مىبرد ؛ و حتّى براى طبع اوّل دورهء الغدير با مشكلاتى مواجه شدند .
و اين يك نقص بزرگ در دستگاه روحانيّت فعلى از نقطهء نظر كيفيّت ادارهء امور مالى است .
چرا بايد افرادى كه در رشتههاى خاصّى چون فلسفه و عرفان و كلام و تفسير و حديث و تاريخ و رجال و غيرها عمرى را مىگذرانند ؛ و با وجود سرمايههاى سرشار فقهىّ ؛ بعلل كمك باسلام ، و نياز جامعه بدين علوم و پر كردن مواضع ضعف ، و بعلّت پاسدارى و سنگربانى از حريم مكتب ، بايد حتّى از يك زندگى ساده و معمولى محروم ؛ و براى امرار معاش و حفظ آبرو و حيثيّت دچار هزار اشكال گردند .
بودجهء صندوق مسلمين كه بعنوان سهم امام به حوزهها ارسال مىشود ، از عطف توجّه به چنين افرادى دريغ ؛ و قبول سهم امام براى چنين كسانى بتوسّط متصدّيان و مباشران ، موجب قبول ذلّ استخفاف و تحقير و تسليم در برابر دستگاه مديره باشد .
از اجازه و تصديق مقام اجتهاد و فقاهت افراد والامقامى كه داراى مزاياى
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٨