قول بر آنست .
و ثانيا - لازمه اين قول اينست كه آياتى در قرآن مجيد وجود داشته باشد كه مدلول حقيقى آنها مشتبه و براى مردم مجهول باشد و جز خدا كسى بر آنها واقف نباشد و چنين كلامى را كه از رسانيدن معنى مراد گنگ باشد كلام بليغ نمىشود شمرد تا چه رسد بكلامى كه با بلاغت خود بجهان سخنورى تحدى و اعلام تفوق مىنمايد .
و ثالثا - بنابراين قول حجت قرآن تمام نمىشود زيرا بموجب احتجاج آيه كريمه
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
يكى از دلائل اينكه قرآن كلام بشر نيست اين است كه در ميان آيات آن ( با اختلاف شديدى كه در ازمنه و شرائط و اوضاع و احوال مقارن نزول دارند ) هيچگونه اختلاف معنى و مدلول نيست و هر اختلافى كه بحسب بادى نظر جلوه كند با تدبر در آيات رفع مىشود .
و اگر بنا شود كميت معتنابهى از آيات بنام متشابهات با مسلمات قرآن كه محكماتند اختلاف داشته باشد و رفع اختلاف به اين نحو بشود كه بگوئيم ظواهر آنها مراد نيست