حل نمىشد و تنها حفاظ و روات بودند كه تلفظ صحيح قرآن را آشنا بودند و براى هر كسى كه مصحف را باز مىكرد و مىخواست تلاوت نمايد قرائت صحيح آسان نبود .
از اين روى در اواخر قرن اول هجرى ابو الاسود دئلى « 1 » از اصحاب على ( ع ) به راهنمائى آن حضرت دستور زبان عربى را كه نوشته بود بامر عبد الملك خليفه اموى نقطهگذارى حروف را بنا گذاشت و به اين ترتيب ابهام خط تا اندازهاى رفع شد .
ولى باز مشكل ابهام فىالجمله حل مىشد نه بالجمله تا اينكه خليل بن احمد « 1 » نحوى معروف كه واضع علم عروض بود اشكالى براى كيفيات تلفظ حروف وضع كرد :
مد ، تشديد ، فتحه ، كسره ، ضمه ، سكون ، تنوين منضم به يكى از حركات سهگانه ، روم ، اشمال . و به اين نحو ابهام تلفظ رفع شد .
و پيش از آن « 1 » مدتى با نقطه به حركتهاى حروف اشاره مىشد بجاى فتحه بالاى حرف در اولش نقطهاى مىگذاشتند و بجاى كسره زير حرف در اول و بجاى ضمه بالاى حرف طرف آخرش و اين روش گاهى موجب مزيد ابهام مىشد .
پايان
هامش
( 1 ) اتقان ج 2 ص 171 .