تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

فصل چهارم : در بيان فضيلت موى سفيد و حكم كندن آن ، وكندن موى بينى و بازى كردن با ريش

اول كسى كه موى سفيد در محاسن او به هم رسيد حضرت ابراهيم عليه السلام بود ، پيش از زمان آن حضرت موى سفيد در سر و رويش به هم نمىرسيد و به واسطه‌ى آن ما بين پدر و فرزندان فرق نمىگذاشتند ، پس حضرت ابراهيم عليه السلام از خدا موى سفيد طلبيد به جهت امتياز ، و چون موى سفيد در محاسن شريفش به هم رسيد و نظر كرد ، ديد ، عرض كرد پرودگارا ! اين چه چيز است ؟ ! خطاب به او رسيد كه اين باعث وقار آدمى است . گفت : « پرودگارا ! وقار مرا زياده گردان . « 1 » » و از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه : « موى سفيد را مكنيد كه آن نور مسلمانى است ، « 2 » و هر كه موى سفيد در رويش ظاهر شود در اسلام ، نورى باشد براى او در قيامت « 3 » و از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه باكى نيست موى سفيد رابريدن و كندن ، امّا بريدنش رادوست‌تر مىدارم از كندن ، « 4 » و از آن حضرت نيز وارد شده كه كندن و بريدن هر دو باكى نيست . « 5 » و هم از آن جناب عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام تجويز بريدن موى سفيد مىفرمود : « اما كندش را مكروه مىدانست . « 6 » »

هامش
( 1 ) . همان ، ص 493 ، ح 5 .
( 2 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 728 .
( 3 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 480 ، ح 2 .
( 4 ) . همان ، ص 492 ، ح 2 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . همان ، ح 3 .