فصل چهارم : در بيان فضيلت موى سفيد و حكم كندن آن ، وكندن موى بينى و بازى كردن با ريش
اول كسى كه موى سفيد در محاسن او به هم رسيد حضرت ابراهيم عليه السلام بود ، پيش از زمان آن حضرت موى سفيد در سر و رويش به هم نمىرسيد و به واسطهى آن ما بين پدر و فرزندان فرق نمىگذاشتند ، پس حضرت ابراهيم عليه السلام از خدا موى سفيد طلبيد به جهت امتياز ، و چون موى سفيد در محاسن شريفش به هم رسيد و نظر كرد ، ديد ، عرض كرد پرودگارا ! اين چه چيز است ؟ ! خطاب به او رسيد كه اين باعث وقار آدمى است . گفت : « پرودگارا ! وقار مرا زياده گردان . « 1 » » و از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه : « موى سفيد را مكنيد كه آن نور مسلمانى است ، « 2 » و هر كه موى سفيد در رويش ظاهر شود در اسلام ، نورى باشد براى او در قيامت « 3 » و از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه باكى نيست موى سفيد رابريدن و كندن ، امّا بريدنش رادوستتر مىدارم از كندن ، « 4 » و از آن حضرت نيز وارد شده كه كندن و بريدن هر دو باكى نيست . « 5 » و هم از آن جناب عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام تجويز بريدن موى سفيد مىفرمود : « اما كندش را مكروه مىدانست . « 6 » »