خود برآيد . و چون به چيزى از آنها برخورد در ازالهى آن كوشش كند . و بداند كه هر نفسى عاشق صفات و افعال خود است و به اين جهت اعمال و افعالش در نظرش جلوه دارد . و بدون تأمّل و باريك بينى به عيوب خود بر نمىخورد ؛ پس بايد كه از اصدقا و دوستان خود تفحّص معايب خود را نمايد و بر ايشان است كه او را مطّلع سازند . و بهتر آن كه يكى از دوستان مهربان را از ميان ايشان اختيار كند و با او گويد كه مراقب احوال من باش و در نفس من تأمّل فرماى كه اگر در اخلاق من ناپسندى بينى كه مرا پسند آمده است بر آنم مطّلع گردان تا به تبديل آن سعى نمايم . پس هر گاه او را بر عيبى آگاه كند خوشحال شود و از او منّت پذيرد و درصدد دفع آن برآيد تا آن صديق را اعتمادى به هم رسد . و لكن اين نحو دوست عزيزالوجود است ؛ زيرا كه اغلب دوستان از خوش آمد گويى و اغراض فاسده خالى نيستند . و بسا باشد كه نفع دشمنان در اين خصوص بيشتر باشد ؛ زيرا كه دوست در مقام تجسّس از عيوب كم بر مىآيد ؛ بلكه چون نظر او نظر دوستى است شايد به عيوب او برنخورد ، چنان چه در اين معنى گفتهاند : وَ عَينُ الرّضا عَن كُلِّ عَيب كَليلَةوَلكِنَّ عَينَ السُّخطِ تَبدُوا المَساوِيا
يعنى : « چشم دوستى و رضامندى از ديدن عيوب كُند و كم ديد است ؛ و لكن ديدهى دشمنى اظهار مىكند عيوب را » . پس دانا كسى است كه چون دشمنان او عيبى از او اظهار كنند در مقام شكرگزارى ايشان برآيد . و از جمله چيزهايى كه در اين مقام نافع است ، آن است كه سالك دين طريق ديگران را آيى نهى عيوب خود كند و آن چه از ايشان سرزد تأمّل در حُسن و قُبح آن بكند . و به قُبح هر چه برخورد بداند كه چون آن عمل از خود او سر زند قبيح است و به حسن هر چه برخورد بداند كه اين عمل نيز از او حَسَن است ؛ پس در ازالهى قبايح خود بكوشد و در تحصيل اخلاق حسنه سعى بليغ كند . و بايد طالب اوصاف جميله در هر روز و شب دفتر افعال خود را گشوده ، سراپايش را مرور نمايد و تفحّص كند از آن چه از او صادر شده . پس اگر بدى از او به
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٣١