، انسان - به صورت فطرى - عطش دست يافتن به عدالت دارد ؛ و اين تشنگى از ژرفناى وجود او سرچشمه مىگيرد . و اين واقعيّت همان است كه امام صادق « ع » در حديث صفحهء قبل بيان كرده است . و آدمى در سراسر تاريخ خويش به تلاشها و فداكاريهايى فراوان ، براى سيراب كردن اين عطش بزرگ ، پرداخته است .
كو - عدالت ، در گفتار
43
الإمام علي « ع » - فيما وصف به النّبيّ الأعظم « ص » : . . . ذا منطق عدل . « 1 »
( 1 ) امام على « ع » - در توصيف پيامبر اكرم « ص » : . . . صاحب گفتارى عادلانه بود . 44
الإمام الصّادق « ع » : إنّ للمؤمن على المؤمن سبع حقوق ، فأوجبها أن يقول الرّجل حقّا و لو كان على نفسه ، أو على والديه ، فلا يميل لهم عن الحقّ . ثمّ قال : * ( « فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا ، وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا ) * » ، يعني : عن الحقّ . « 2 »
( 2 ) امام صادق « ع » : مؤمن را بر مؤمن ديگر هفت حقّ است ، و واجبترين آنها اين است كه حق را بر زبان راند هر چند به زيان خودش باشد ، يا به زيان پدر و مادرش ، زيرا كه نبايد به خاطر ايشان از حق انحراف پيدا كند . سپس اين آيه را خواند : « * ( فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا ، وَإِنْ تَلْوُوا ، أَوْ تُعْرِضُوا ) * . . . مبادا پيروى از هوى از اجراى عدالت بازتان دارد ، و موجب شود تا زبان خود را بگردانيد ( و بر خلاف حق شهادت دهيد ) ، يا اعراض كنيد » ، يعنى : از حق .
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 168 ؛ « عبده » 1 / 191 .
« 2 » . « تفسير برهان » 1 / 421 .