تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
( 1 ) امام على « ع » - در بيان اسباب معيشتهاى مردمان : پول صدقات ( زكات و . . . ) براى گروههايى است كه نه در فرمانروايى نصيبى دارند ، و نه در آبادانى بهره اى ، و نه در تجارت مالى ، و نه در اجاره شناختى و توانى ؛ پس خداوند در اموال ثروتمندان مبلغى براى ايشان واجب كرده است كه وسيلهء تأمين خوراكشان باشد و رنج و سختى فقر را از ايشان دور كند . آگاهى اين « واجب » به معناى محدود اصطلاحى نيست كه مقابل آن « مستحبّ » است ، بلكه مقصود آن چيزهايى است كه خداوند متعال در اموال ثروتمندان ، از « زكات ظاهره » ( رسمى ) و « زكات باطنه » ( غير رسمى ) « 1 » ، و خمس و ساير انفاقها و هزينه گذاريها معيّن فرموده است ، تا چنان باشد كه نياز همهء فقيران را رفع كند ، و قوت ايشان را تأمين نمايد ، و رنج و سختى زندگى را از ايشان دور سازد ؛ و به وضع زندگى آنان سر و صورتى دهد ، تا جايى كه بتوانند در هر جامعهء اسلامى همچون اعضاى يك پيكر اجتماعى در نظر گرفته شوند : پس لازم است كه از محتواى اين حديث غفلت نشود ، و با حمل كردن آن بر واجب اصطلاحى و محدود كردن آن ، كارآيى آن را از ميان نبرند ، تا آنجا كه ديگر كسى در بند آن نباشد كه آنچه داده مىشود براى فقيران بسنده است يا نيست ؛ زيرا چنين برداشتى با تعهّد اسلامى ، و در بند امور مسلمانان بودن ، و در صدد نگاهبانى از عزّت مؤمنان برآمدن ، مخالف است . احاديث فراوانى دلالت بر اين امر كه گفتيم دارد ، از جمله احاديثى كه هم اكنون خواهد آمد ، زيرا مقدار فزونى جامه يا خانه يا مال - چنان كه آشكار است - اعم از واجب اصطلاحى است . و در همين منظور قرار مىگيرد آنچه نيز در بارهء « حقّ معلوم » رسيده است .
هامش
« 1 » . به فصل 41 ، از همين باب . ، در همين جلد رجوع شود ( ص 383 به بعد ) .