زرينه طلائى 228
زنجار معرب زنگار 186 / 197 / 215
ساذج هندى برگ سنبل هنديست ( كتاب الحشائش ) 240 / 241
سام ابرص چلپاسه ( برهان ) سوسمار ( بحر الجواهر و كنز اللغة ) سالامندرا ( كتاب الحشائش ) 181
ساو زرساو زرباج و خراج - زر خرد و ريز 45 / 77
سپيده سپيدهاى كه زنان بر روى مالند 37 / 197 / 218
ستبر گنده و غليظ 89 / 93 / 254
ستير وزنى است برابر با سير 133
سحق سودن و خرد كردن ( م ) 15 / 72 / 176 / 266
سخونت گرمى و گرم شدن 17
سدّه نام بيمارى است 138 / 144
سرابه يا سرايه ظاهرا آوندى بوده كه بر آتش نهاده و چيزها در آن سرخ مىكردهاند 175
ستردن تراشيدن 44
سرگين زبل - سرجين 237
سروى شاخ 233
سغراق ( بضم ) قدح بزرگ - ( بفتح ) پيالهء مى ، كوزهء لولهدار 125
سفال كوزه شكسته 19 / 20 / 149
سفته زر حلقهء زرين كه در گوش كنند 104
سفندان سفيداب 41
سقط متاع زبون - فرومايه 38
سندان آلتى كه آهنگران بر روى آن آهن كوبند 68
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣١٢