عاقر قرحاى مصرى اصل ترخون كوهى است . گرم و خشك است .
( بحر الجواهر ) .
( 60 ) - ص 197 س 19 زجاج
زجاج ( بضم و يثلث ) آبگينه و شيشه را نامند . و معدنى و مصنوع مىباشد . و معدنى او سفيد و الوان مختلفه است ، و مصنوع آن از سنگريزه سفيد و قلى است كه بالمناصفه گدازند . و آنچه با مغنيسيا گداخته باشند صاف و شفاف او قبول رنگها كند . و زجاج فرعونى آنست كه تخممرغ را يك هفته در شير تازه بخيسانند ، و شبانهروزى دو بار تغيير شير دهند ، و بهر صد مثقال از زجاج بيست و چهار مثقال از آن داخل كنند . ( تحفه )
و زجاج كشداد آبگينهساز است .
( 61 ) - ص 219 س 10 زر
زر اسم فارسى ذهب است . و مطلق نقد را خواه سيم و خواه طلا و مس را گويند . و لقبى است براى پول ، غايتش زر سرخ و سفيد و سياه مستعمل است . ( آنندراج )
زر درست زر مسكوك اشرفى چون در آن نقصى نبوده درست گفتهاند .
و زر طلى زر خالص . و زر مصرى زر ناب است و زر ساو زر نامسكوك .
( 62 ) - ص 211 قاضى الحاجات
چون تقويم بسيارى از اشياء به طلا و زر كنند ، و ميان مردمان كثير الجريانست ، و اكثر مهمات انام بواسطهء آن انتظام مىيابد تا غايتى كه زر را ناموس اصغر و ملكة الاجساد و قاضى الحاجات گويند . چنان كه
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٩٦