فصل در معرفت حجر الظّفر « 1 » « و خواصّ او » « 2 »
و آن را غروى « 3 » ( نيز ) خوانند 42 . و آن چهار نوع است سبز ، و سياه ، و سرخ ، و سفيد .
و معادن او در چند جاى است « 4 » . ( و ) در خراسان سياه « 5 » بفال دارند .
و اهل شيعه غروى « 3 » سفيد متبرّك دارند ، و به دو رغبت بسيار « 6 » كنند . و نقش بر هيچ سنگى چنان خوب نيايد « 7 » كه بر حجر « 8 » غروى .
خاصّيّت « 9 » او آنست كه هركه « 10 » با خود دارد ، از بيماريها ، و و با « 11 » ايمن باشد ، و بر اعداء مظفّر گردد .
فصل در معرفت حجر « 12 » گاويس و خواصّ او « 13 » .
و آن سنگى است حيوانى و نوعى است [ از ] پادزهر ، شكل آن مدوّر « 14 » باشد . و لون آن « 15 » زرد مثل زردهء خايهء « 16 » مرغ ، و بغايت نرم باشد .
هامش
( 1 ) - م : الطف
( 2 ) - تنها در ع : است
( 3 ) - ع : ب ، غرورى - ب : غزوى - م :
عزوى - ج ، ن : غروى .
( 4 ) - ع : موضع است - ب : جاست
( 5 ) - ب : سياه را
( 6 ) - كلمهء ( بسيار ) تنها در ع : است
( 7 ) - ب : و بر هيچ سنگى چنان خوب نقش نتوان كرد
( 8 ) - كلمهء ( حجر ) در ج ، ن ، م : نيست
( 9 ) - ع : و خاصيت
( 10 ) - ب :
خاصيت حجر غزوى هركه - ج ، ن ، م : خاصيت او هركه
( 11 ) - ب : از بيماريهاى وفا - ج ، ن ، م : از بيماريهاى و با - ع : از بيماريها و و با
( 12 ) - كلمهء ( حجر ) در م :
نيست
( 13 ) - ع : كاويش و خاصيت آن
( 14 ) - ب : و شكل مدون
( 15 ) - ب : و رنگ او
( 16 ) - ب : تخم .